<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://nadia77.loxblog.com</title>
<link>https://nadia77.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>چون جای آقا اینجا نیست</title>
<link>https://nadia77.loxblog.com/چون-جای-آقا-اینجا-نیست</link>
<guid>https://nadia77.loxblog.com/چون-جای-آقا-اینجا-نیست</guid>

<description><![CDATA[
یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند.هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند.لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود&hellip;برای عروس بسیارمهم بود که چه کسانی حتما در عروسی اش باشند.از اینکه داییش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخور بود&hellip;کاش می آمد &hellip;خیلی از کارت ها مخصوص بودند.مثلا فلان دوست و فلان فامیلفلان مدیر &hellip;خود و همسرش کارتها را می بردندو سفارش هم میکردند که حتما تشریف بیاوریدخوشحال میشویماگر نیایید دلخور میشوم.دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد. همه باشند وحسابی خوش بگذرانند.همه چیز هم تدارک دیده بود.آهنگ &ndash; گروههای ارکست &ndash; وبسیاری چیزها و افراد و وسایل دیگرآنها حتما باید باشند، بدون آنها که خوش نمی گذرد.بهترین تالار شهر را آذین بسته بودندچند تا از دوستانشان که خوب میرقصند همحتما باید باشند تا مجلس گرم شود.آخر شوخی نبود که- شب عروسی بود&hellip;همان شبی که هزار شب نمیشود.همان شبی که همه به هم محرمند.همان شبی که وقتی عروس بله میگویدبه تمام مردان شهر محرم میشوداین را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم&hellip;همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست.اما نه یادم آمد.این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید.همان شبی که حتی داماد هم آرایش میکند.همه و همه آمدندحتی دایی که مسافرت بود همه بودند &hellip;اما &hellip;&hellip;&hellip;&hellip;&hellip;&hellip;&hellip;اما کاش امام زمان &ldquo;عج&rdquo; هم حضور داشتند.حق پدری دارد بر ما&hellip;مگر می شود او نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟عروس برایشان کارت دعوت نفرستاده بود،اما آقا آمده بودند.اما متاسفانهبه تالار که رسیدند سر در تالار نوشته بود:(ورود امام زمان&rdquo;عج&rdquo; اکیدا ممنوع)آقا دورترها ایستادند و فرمودند: دخترم عروسیت مبارک!ولی ای کاش کاری میکردی تا من هم می توانستم بیایم &hellip;.مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید.(آخر امامان پدر معنوی ما هستند)دخترم من آمدم اما &hellip;گوشه ای نشست و دست به دعا برداشتو برای خوشبختی دختر دعا کرد&hellip;.یا صاحب الزمان شرمنده ایم &hellip;به خاطر مثلا روشنفکر بودنمان!!!]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:36:52 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>...ازخداوند پرسیدم ...</title>
<link>https://nadia77.loxblog.com/ازخداوند-پرسیدم</link>
<guid>https://nadia77.loxblog.com/ازخداوند-پرسیدم</guid>

<description><![CDATA[
....ازخداوند پرسیدم ...
&nbsp;
چرا فاحشه&zwnj;ها خوشگل&zwnj;ترن؟!
&nbsp;
چرا پسرای دختر باز جذاب&zwnj;ترن؟!
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
چرا آدمای الکلی و سیگاری باحال&zwnj;ترن؟!
&nbsp;
چرا با اونایی که دیگران رو مسخره می&zwnj;کنن بیشتر به آدم خوش میگذره؟!
&nbsp;
چرا اونایی که خیانت می&zwnj;کنن، تهمت میزنن، غیبت می&zwnj;کنن، دروغ میگن موفق&zwnj;ترن؟!
&nbsp;
چرا همیشه بدا بهترن!؟
&nbsp;
خداوند پرسید: .... پیش من یا پیش مردم؟!!!
&nbsp;
دیگه چیزی نگفتم...]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:36:52 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>♥•٠· من یک دخترمــــــــــ</title>
<link>https://nadia77.loxblog.com/٠-من-یک-دخترمــــــــــ</link>
<guid>https://nadia77.loxblog.com/٠-من-یک-دخترمــــــــــ</guid>

<description><![CDATA[
&hearts;&bull;٠&middot; من یک دخترمــــــــــ
نه یڪ مانکن فروشگاه,
نه یک وسیله برای جلب توجه,
و نه یک تابــــــــــلو نقاشے
پیشرفت و بالارفتن را میخواهم اما نه به هر قیمتی
آزادمــــــــــ اما با تفسیری جدابافته...
آزادے من حجاب من است ،
طلا هم آزاد است اما همیشه محفوظ ، طلا را هیچوقت فله نمیفروشند!
آن چه را فله میفروشند که زیادی آزاد باشد .نمونه اش "سبزی خوردن"!
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:36:52 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>یه روز یه ترکه، یه رشتیه و یک لره…</title>
<link>https://nadia77.loxblog.com/یه-روز-یه-ترکه-یه-رشتیه-و-یک-لره</link>
<guid>https://nadia77.loxblog.com/یه-روز-یه-ترکه-یه-رشتیه-و-یک-لره</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;



 یه روز یه ترکه، یه رشتیه و یک لره&hellip; &nbsp;
  یه روز یه ترکه
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد
جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،
فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو
برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم. &nbsp;

 
یه روز یه رشتیه
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد،
برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

  &nbsp;
یه روز یه لره بود،
کریم خان زند
ساده زیست ، نیك سیرت و عدالت پرور بود و تا ممكن می شد از شدت عمل احتراز می كرد.

  &nbsp;
یه روز ما همه با هم بودیم.. ،
ترک و رشتی و لر و اصفهانی و
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و قفل دوستی ما رو شکستند .. ؛

 
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،
به همدیگه می خندیم،؟!!!
و اینجوری شادیم !!!!.. ؛
این از فرهنگ ایرونی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند پس با هم بخندیم نه به همدیگه.


]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:36:52 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>روز پدر</title>
<link>https://nadia77.loxblog.com/روز-پدر</link>
<guid>https://nadia77.loxblog.com/روز-پدر</guid>

<description><![CDATA[
بدون ادامه مطلب]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:36:52 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بدترین جمله</title>
<link>https://nadia77.loxblog.com/بدترین-جمله</link>
<guid>https://nadia77.loxblog.com/بدترین-جمله</guid>

<description><![CDATA[
بدون ادامه مطلب]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:36:52 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ما دخترااااااااااااااااااااا</title>
<link>https://nadia77.loxblog.com/ما-دخترااااااااااااااااااااا</link>
<guid>https://nadia77.loxblog.com/ما-دخترااااااااااااااااااااا</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:36:52 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>غربی ها  غربی ههااا</title>
<link>https://nadia77.loxblog.com/غربی-ها-غربی-ههااا</link>
<guid>https://nadia77.loxblog.com/غربی-ها-غربی-ههااا</guid>

<description><![CDATA[
بدون ادامه مطلب]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:36:52 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سلامتی اونیکه همیشه مهربونه و هیچوقت عوض نمیشه ...</title>
<link>https://nadia77.loxblog.com/سلامتی-اونیکه-همیشه-مهربونه-و-هیچوقت-عوض-نمیشه</link>
<guid>https://nadia77.loxblog.com/سلامتی-اونیکه-همیشه-مهربونه-و-هیچوقت-عوض-نمیشه</guid>

<description><![CDATA[

سلامتی اونیکه همیشه مهربونه و هیچوقت عوض نمیشه ...  همونی که همه باهاش خوشحالن اماکسی باهاش نمی مونه   همونی که همه فکر میکنن سخته ، سنگه  اما با هر تلنگری میشکنه...  همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اما  همه ناراحتش ميكنن  همونی که تنها چیزی که داره خاطره است ...  همونی که خیلی تنهاست ...  خیلی دل شکسته است ...]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:36:52 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>دل نوشته کوتاه و بسیار زیبا درباره حجاب و چادر</title>
<link>https://nadia77.loxblog.com/دل-نوشته-کوتاه-و-بسیار-زیبا-درباره-حجاب-و-چادر</link>
<guid>https://nadia77.loxblog.com/دل-نوشته-کوتاه-و-بسیار-زیبا-درباره-حجاب-و-چادر</guid>

<description><![CDATA[
ادامه مطلب

چـادرِ مـن
نـه بـرای نشـان دادن فقـر در سریـال هـای کشـورم است &hellip;
نـه لبـاس متهمـان ِ دادگـاه و زنـدان هـا &hellip;
چـادر مـن تـاج بنـدگـی مـن است &hellip;
سنـد زهـرایی بـودنـم را امضــا میکنـد &hellip;!

طعنـه هـا دلسردت نکنـد بـانــو &hellip;
بـا افتخـار در کوچـه هـای شهـر قـدم بـزن &hellip;!

گـاهـی کـه چـادرم خـاکـی میشـود &hellip;
از طعنــه هــای مــردم شـهــر &hellip;
یاد چفیـه هـایی می افتـم &hellip;
که برای چادری ماندنم &hellip;
خــونـی شدند &hellip;!
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:36:52 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

